رها کوچولورها کوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره
پیوندعشق ماپیوندعشق ما، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

رها سفید برفی مامان وبابا

جانم فدایت مادر...........

میخواهم جانم را فدای کسی کنم که جوانیش را فدایم کرد .......... میخواهم دستها که نه پاهایت راببوسم ....چهره رنجورت را نوازش کنم به پاس آن روزهایی که به پایم نخوابیدی وبه پاس همه خوبیهایت مادرم جانم فدای تک تک نفسهایت دنیاراهم به پایت بریزم باز کم گذاشته ام تو که همه خوبیهای عالم را یک تنه به یدک میکشی ........ بهترین مادر دنیا ...مادر بودن وبه پای فرزندم سوختن را از تو اموختم ای عصاره همه نیکی ها روزت مبارک ........... " قدمین گویسا گوز اوسته دییرم جان آناما چیخاری یوخدی گوزون تا اولا قوربان آناما آغاران ساچلارینین هربیری بیر خاطره دی قدرتیم یوخدی یازام شعریله دیوان آناما" آری ماد...
21 فروردين 1394

بیست ماهگی دخترم وسال 94:

دختر نازم دوازده فروردین ماه وارد بیستمین ماه زیبای زندگیت شدی عزیز دلم ....دختر بیست بیستم ...............بیست ماهگیت مبارک عزیزم .......... امیدوارم دهها دهه بیست ساله شاد وسلامت تو زندگیت داشته باشی وبا خوندن این مطالب لبخند زیبای همیشگی رو لبای قشتگت نقش ببنده .......... فندقم یه جعبه یادگاری داری که طول این بیست ماه هر چیز خاطره انگیزی رو برات داخلش نگهداری کردم تا در آینده با دیدنش شاد بشی وببینی وبدونی که خاطراتت چقدر برای مادرت پر بها بوده ..........البته این جعبه شامل اولین سونوگرافیها وازمایشات ویه سری چیزای دیگه هم هست........... البته از دوران نوزادیت یه چیز خیلی بامزه داری که طرح دیگه ای...
11 فروردين 1394

عکسهای خانه کودک ..........

عزیزم 20اسفند ماه همراه خاله الهام جون وسلنا رفتیم خانه کودک که خیلی بهتون خوش گذشت وکلی شادی کردی ... اینم به تصویر کشیدن شادی گلهای من............ ...
6 فروردين 1394

آخرین پیشرفتهای دخترم در آخرین روزهای سال ...........

فندقم دیگه داریم به ساعتهای آخر سال نود وسه نزدیک میشیم سال نود وسه با همه خاطرات خوب وبه یاد ماندنیش تمام شد وما میرویم تا باعسلم یه عید دیگر را تجربه کنیم ......... نانازم الان که دارم مینویسم شما لالا کردی ومن همه کارهای متفرقه راتموم کردم ونشستم پای نوشتن آخرین شیرین کاریهای دخترم ........... عسلم هزار ماشااله کلی بزرگ شدی وعاقل تر .....خیلی دختر حرف شنو وخوبی شدی وکم کم داری کمک دست مامان میشی .......... سیر گفتاریت هم هزار ماشااله خیلی خوبه ............. الان دیگه همه هوش چینهاتو درست میچینی واسم بعضی از حیونات ومیوه هارو خوب بلدی ...... بوس میمونی میدی ............ وقتی بهت چیزی میدم ازم تشکر میکنی ومیگی...
29 اسفند 1393

عکسهای نوزده ماهگی نفسم..........

اون جوجه رو بابا داود جون واست خریده خیلی دوستش داری ......... طبق معمول فقط میخواستی در بری .......... عاشق نقاشی کشیدن هستی اون نقاشیهارو هم من واست کشیدم ............. بافت موهای دخترمو ...خدای من............ اون روز واست یه دفتر یادداشت خریدم که هر کدوم از صفحاتش یه شکلی داره وخیلی جالبه خواستم اشتیاقت به نقاشی و یادگیری رو بیشتر کنم ......... اینم دفترت وصفخاتش........... عاشق این کش موهاتی............. عکس بالایی خواستم لخت بودن موهاتو به تصویر بکشم عسلی مامان........... یادش بخیر شهریور امسال وس...
20 اسفند 1393

گلبرگم نوزده ماهگیت مبارک ...........

روشنی بخش محفل ما........فندق من........... نوزده ماهگیت مبارک باشه ......... گل نازم سپری شدن روزهای جوانی قدم به قدم همگام با شکوفایی تو گل نازم برایم بهترین هدیه هاست ....... این روزها شاهد شکفته شدن زیبایت هستم واین واقعیت رابیشتر از گذشته حس میکنم..... خوشگلم امیدوارم روزهای خوبی پیشرو داشته باشیم ...... عزیز دل مادر راستی هیچوقت به اندازه این روزها دلم تنک نبود ....تنگ برای از دست رفتن این روزهای قشنگ ............ میدانم همانطوری که امروز دلتنگ دیروزتم بی گمان فردا نیز در آرزوی امروزت خواهم بود چون روزها میگذرند ولی من از دقایق بودن با تو سیر نمیشوم وزمان بی توجه وبی محابا از این...
12 اسفند 1393

عکسهای روز ولنتاین..........

عزیزم من روز ولنتاین بابایی رو با این عروسک ویه شاخه گل قرمز وشمع عشق وجاکلیدی عشق سورپرایز کردم اون هم مارو به یه شام عالی مهمون کرد............دستش درد نکنه که بیشتر از هر چی عاشق خوردنه!!!!!!!!!!!!!! ...
4 اسفند 1393